ماسیده مردان این روزگار دیجور

 

ته دنیا بود و من بودم و تویی که حتی آغاز خودت را نمی دانستی ، نه برزخ به رخ کشیدن بود ونه دوزخ زخمهایی که هر روز در شرم گناه تازه شود.  برخاسته بودیم در پست خود و به تماشا نشسته بودیم هستی‌ای  که از گوشه می سوخت  و بی گناهی که بی شرمانه زخم ظالم می خورد و کودکی که یکی معصومیت کودکانه اش در برزخ فقر و نداری به رخ کشیده می شد. 

ته دنیا بود و پادشاهان بی تاج برتخت بودند و عالمان بی عمل در میان مردم و سرداران بی سر در هر میدانی و زاهدان زهد فروش بر سر هر گذری ویکی کلیه اش را می فروخت و یکی میل بر چشمش می کشید و یکی جوانیش را در خلوت یکی کوچه به آتش می کشید و دود از سر دنیا بلند می کرد . دود از سر دنیا . دود از سر دنیا .

ته دنیا بود و من و تو گوشه ای از دیجور جا هم را یافتیم که یکی مان دست نداشت و یکی مان سر . یکی مان پا نداشت و یکی مان دل . که یکی مان غصه نداشت و یکی مان پر غصه بی قصه بی حوصله ؛ یکی مان خجول از خود و یکی مان خجول از دیگران 

ته دنیا بود که پدری گفت به خدا ندارم 

که مادری گفت کو غیرت 

که کودکی گریان شد

 که

 که بازی از چه قرار است و گفتندش بازی بی قراری است و برنده ش سرنوشت شوم توست و بازنده ش یکی پدر زمین گیر و یکی مادرکه خانه به خانه ها می گردد بدنبال لقمه ای نان و یکی خواهر که شاید فردایش بر سر گذر گذرد و یکی برادر که شاید چاقویی بر جیب سر در جیب این شب و شرم شود . 

ته دنیا بود که موذنش اذان می گفت نه برای نماز ، که مسجدش دایر بود نه برای سجده، که دادگاهش صبح الطلوع به کار نه برای داد رسانی به بیداد دیده ، که دانشگاهش گاه بی دانشی بود و که نمایشگاهش نمایش بی نفسی ؛ ته دنیا بود انگار که وقتی عشق قسمتش می شد سهم نبرده بود . انگار که خدا قسمتش نشده بود انگار که خدایی خدا کردن انسان در پس کوچه های حقیقت با دوشهای تنهایی برای کودکی ها قسمتش نشده بود ؛ انگار که یکی مادر و یا یکی پدر با غصه ایی برای جاودانگی فرزندش ؛ رویای فرزندش ، پر و بالی که بر دامن یکی پرنده سبک بال آرزو بگیرد سهم این دیجور جا نشده بود .

ته دنیا بود من آغاز شدم در تو و تو آغازیدی مرا از شروعی بی پایان ؛ 

از پایانی بی شروع 

تا تمامم کنی در سهل ترین شکل

 تا تمامت کنم در سخت ترین حالت

 که یکی ناله باشد به بلندی این خلقت 

ته دنیا بود یکی بود و یکی نبود و هیچکس نبود جز یکی ناله پر درد تا تو بر گرد ناله های من بگردی و بگویی خدایی و من بگویم انسانم 

ته دنیا بود ته دنیا ته دنیا